حواسِت به دغدغههات هست؟
خیلی از ما عادت کردیم هر اتفاق خوبی رو با دغدغههای مختلف همراه کنیم.
وبلاگ مینویسیم تا حس خوبی بگیریم، اما در کنارش برای خودمون کلی دغدغه میتراشیم. دغدغههایی از جنس:
- مطلب من به اندازه کافی خوب بود؟
- چرا کسی ازش استقبال نکرد؟
- نَکنه باعث ناراحتی کسی شدم؟
- غلط املائی داشت؟
- چرا من نمیتونم مثل فلانی اینقدر قشنگ، شاعرانه یا پرمغز بنویسم؟
- وبلاگ من خیلی پیش پا افتاده و ساده و به درد نخوره! وبلاگ فلانی رو نیگا!
کامنت میذاریم برای اینکه لذتِ نوشتن رو با دیگری تقسیم کرده باشیم، اما باز هم دغدغهها پشت دغدغهها
:
- چرا تاییدش نمیکنه؟ نکنه حرف بدی زدم ناراحت شد؟
- کامنتم رفت براش؟ اگه بلاگفا خورده باشش چی؟ بکاپم که نگرفتم.
- چرا یک خط پاسخ داد به کامنت طولانی من؟ چقدر سرد برخورد کرد؟ حتما از حضور من خوشش نمیاد. اوکی دیگه بهش سر نمیزنم.
- و ...
تصمیم گرفتم بیش از این ذهن خودم رو درگیر این مسائل نکنم.
اینجا یه وبلاگ سادهست. وبلاگنویسِ اینجا یه آدم کاملا معمولیه با دغدغههای روزمره. نوشتههاش هم یا از جنس نکاتیه که از نظر خودش جالب اومده، یا از جنس دغدغههای روزمره. نه قصد آموزش به کسی رو داره، نه قصد زیبانویسی ادبی و شاعرانه داره، نه وقت و حوصله بازی با کلمات رو داره و نه حتی ادعای دانا بودن یا فرهیخته بودن داره. اصلا و ابدا. یه آدمِ ساده و معمولی که یه کیبورد جلوی دستش هست و کلمات رو بدون دغدغه جفت و جور میکنه و مینویسه.
ممکنه وقت و بیوقت پُست بذاره. شاید بعضیهاش جالب باشه و بعضی دیگه نه. شاید بعضیهاش ساده باشه و بعضی دیگه از دیدِ خودش تخصصی. شاید تصمیم بگیره بخش کامنتها رو برای بعضی پُستها ببنده، شایدم نه.
نویسنده هیچ چشمداشتی نداره و منتظرِ خونده شدن نمیمونه. پس امیدوارم کسی احساس نکنه موظفه که حتما چیزی بنویسه. چون واقعا اینطور نیست.
و البته نویسنده هم موظف نیست که حتما درباره هر موضوعی کامنت بنویسه یا منظم به همه سر بزنه. هر طور راحته رفتار میکنه و دوست داره بقیه هم هر طور راحتن رفتار کنن.
هر کسی دوست داشت اینجا رو بخونه یا برای نویسنده وبلاگ چیزی بنویسه، قدمش روی چشم. هر کسی هم دوست نداشت، دلش شاد و سرش سلامت. نویسنده زین پس تمام تمرکزش روی خودش، زندگی خودش و دغدغههای خودشه. و برای همه بهترینها رو آرزو میکنه. ![]()